روزنامهٔ دانش و سلامت — بازنشر از منابع رسمیسه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیلی‌پیج / دانشگاه و پژوهش
دانشگاه و پژوهش

ده سال عقبگرد در رشته مغز و اعصاب؛ با این تعداد متخصص، نیاز مردم پاسخ داده نمی‌شود!

باشگاه خبرنگاران جوان - بحران سالمندی دیگر مسئل‌های مربوط به آینده دور نیست. تغییر ساختار جمعیتی کشور در سال‌های پیشرو، نیاز به خدمات تخصصی مرتبط با بیماری‌های عصبی، سکته مغزی، اختلالات شناختی، بیماری‌های تحلیلبرنده عصبی و سایر اختلالات سیستم عصبی را افزایش خواهد داد.…

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان — علم و دانشگاه۱۰ شهریور ۱۴۰۵
ده سال عقبگرد در رشته مغز و اعصاب؛ با این تعداد متخصص، نیاز مردم پاسخ داده نمی‌شود!
تصویر: باشگاه خبرنگاران جوان — علم و دانشگاه

باشگاه خبرنگاران جوان - بحران سالمندی دیگر مسئل‌های مربوط به آینده دور نیست. تغییر ساختار جمعیتی کشور در سال‌های پیشرو، نیاز به خدمات تخصصی مرتبط با بیماری‌های عصبی، سکته مغزی، اختلالات شناختی، بیماری‌های تحلیلبرنده عصبی و سایر اختلالات سیستم عصبی را افزایش خواهد داد. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی برای تربیت متخصص مغز و اعصاب نمی‌تواند صرفاً بر اساس نیاز فعلی بیمارستان‌ها انجام شود؛ بلکه باید نیاز چند سال آینده نیز در تعیین ظرفیت‌های آموزشی لحاظ شود.

قانون برنامه هفتم اجرا می‌شود؛ اما آیا برای رشته‌های مورد نیاز؟

مجلس شورای اسلامی در بند «پ» ماده ۶۹ قانون برنامه هفتم پیشرفت، وزارت بهداشت را مکلف کرده است ظرفیت پذیرش رشته‌های تخصصی پزشکی را تا پایان برنامه، سالانه افزایش دهد. این حکم با اهدافی همچون جبران کمبود پزشک متخصص، تامین نیروی انسانی مورد نیاز مناطق محروم، افزایش دسترسی مردم به خدمات تخصصی و کاهش فشار ناشی از کمبود نیروی انسانی در نظام سلامت وضع شده است. اما افزایش ظرفیت زمانی معنا پیدا می‌کند که در رشته‌های مورد نیاز کشور اتفاق بیفتد.

بررسی روند اجرای این سیاست نشان می‌دهد بخش قابلتوجهی از ظرفیت‌های افزایشیافته به رشته‌هایی اختصاص پیدا کرده که با مشکل عدم استقبال پزشکان عمومی مواجه هستند. این وضعیت، یک سؤال را پیش روی سیاست‌گذار قرار می‌دهد: آیا سیاست افزایش ظرفیت باید صرفاً بر افزایش عددی صندلی‌های تخصصی متمرکز باشد یا باید ابتدا نیاز واقعی کشور مشخص و سپس ظرفیت‌ها متناسب با آن توزیع شود؟

مغز و اعصاب؛ تخصصی که سالمندی، نیاز به آن را بیشتر می‌کند

مغز و اعصاب از جمله رشته‌هایی است که نیاز به آن با افزایش سن جمعیت و تغییر الگوی بیماری‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، کمبود متخصص مغز و اعصاب می‌تواند مستقیماً بر زمان دسترسی بیماران به خدمات تخصصی و کیفیت درمان اثر بگذارد.

مسئله فقط تعداد متخصصان موجود نیست؛ مسئله، فاصله میان تعداد متخصصان امروز و نیاز کشور در سال‌های آینده است.

اگر سیاست‌گذاری آموزشی امروز بر اساس نیازهای گذشته انجام شود، ممکن است آینده سالمند کشور را با بحران مواجه کند. تربیت یک متخصص، فرایندی چند ساله است و تصمیمی که امروز درباره ظرفیت پذیرش گرفته می‌شود، اثر خود را سال‌ها بعد در شبکه درمان نشان خواهد داد.

از سوی دیگر، در برنامه‌ریزی ظرفیت این رشته باید به تربیت پزشکان زن نیز توجه ویژه شود. افزایش حضور پزشکان زن در رشته مغز و اعصاب می‌تواند بخشی از نیاز نیروی انسانی کشور را پاسخ دهد و در کنار آن، دسترسی به خدمات درمانی را نیز بهبود بخشد.

ده سال تغییر محدود؛ در برابر نیازهای رو به رشد

بررسی روند دهساله ظرفیت پذیرش رشته مغز و اعصاب در دانشگاه‌های بزرگ کشور، از تغییرات محدود ظرفیت تخصصی جراحی مغز و اعصاب حکایت دارد.

این در حالی است که طی این سال‌ها زیرساخت‌های آموزشی و درمانی کشور توسعه یافته و همزمان، نیازهای نظام سلامت نیز تغییر کرده است.

اگر طی یک دهه، ظرفیت پذیرش در دانشگاه‌های بزرگ تغییر محدودی داشته است و همزمان نیاز به خدمات تخصصی افزایش یافته، فاصله میان عرضه نیروی متخصص و تقاضای آینده می‌تواند به یک مسئله جدی تبدیل شود.

۳۷۹ ساعت کار در ماه؛ هزینه کمبود متخصص را چه کسی می‌دهد؟

یکی از ابعاد مغفول سیاست ظرفیت‌گذاری، تأثیر مستقیم کمبود نیروی انسانی بر شرایط دستیاران پزشکی است. بر اساس داده‌های مورد بررسی، رزیدنت رشته مغز و اعصاب به‌طور میانگین حدود ۳۷۹ ساعت در ماه فعالیت می‌کند؛

این حجم از کار، صرفاً یک عدد در جدول نیست. پشت این رقم، فشار کاری بالا و کاهش کیفیت آموزشی قرار دارد. تداوم چنین شرایطی می‌تواند سلامت جسمی و روانی دستیاران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

افزایش هدفمند ظرفیت در رشته‌های مورد نیاز می‌تواند یکی از ابزارهای کاهش فشار کاری در سال‌های آینده باشد.

۲۵ میلیون تومان در برابر ۳۷۹ ساعت کار

با توجه به رقم حدود ۲۵ میلیون تومان برای دریافتی اعلام‌شده دستیاران مجرد در سال ۱۴۰۵، نسبت میان میزان دریافتی و حجم مسئولیت، فشار کاری و ساعات حضور آنان در بیمارستان همچنان نیازمند بررسی جدی است.

رزیدنت در دوره تخصصی همزمان دانشجو و نیروی فعال نظام درمان است؛ بنابراین سیاست‌گذار نمی‌تواند صرفاً به افزایش ظرفیت پذیرش فکر کند و مسئله معیشت، رفاه، ساعات کار و کیفیت آموزش این نیروها را نادیده بگیرد.

وقتی مراکز استان هم ظرفیت مغز و اعصاب ندارند.

بررسی وضعیت دانشگاه‌های علوم پزشکی مادر در مراکز استان‌ها نشان می‌دهد دانشگاه‌های اراک، البرز، ایلام، بندرعباس، بوشهر، زاهدان، کردستان، گلستان، لرستان، یاسوج و یزد فاقد ظرفیت پذیرش رشته مغز و اعصاب هستند. استمرار نبود این رشته در تعدادی از مراکز استان‌ها، ضرورت بازنگری در نقشه آموزش تخصصی کشور را مطرح می‌کند.

اگر هدف قانون افزایش ظرفیت، تأمین نیروی انسانی برای مناطق مورد نیاز است، باید پرسید در این راستا چه اقدامی صورت گرفتهاست؟

تربیت متخصص در مراکز استان‌ها می‌تواند در بلندمدت به ماندگاری نیروی انسانی در همان مناطق نیز کمک کند و وابستگی آن‌ها به جذب متخصص از سایر استان‌ها را کاهش دهد.

دفترچه جدید؛ آزمون واقعی اجرای قانون

اکنون و در آستانه انتشار دفترچه انتخاب رشته آزمون دستیاری تخصصی، ظرفیت رشته مغز و اعصاب بار دیگر در معرض یک تصمیم مهم قرار گرفته است.

قانون برنامه هفتم، افزایش ظرفیت تخصصی را هدف‌گذاری کرده است؛ اما اجرای واقعی قانون زمانی معنا پیدا می‌کند که افزایش ظرفیت به سمت رشته‌هایی هدایت شود که نظام سلامت واقعاً به آن‌ها نیاز دارد. اگر قرار است ظرفیت پزشکی افزایش یابد، مغز و اعصاب نمی‌تواند در حاشیه این سیاست قرار بگیرد.

دفترچه امسال می‌تواند نشان دهد سیاست‌گذار تا چه اندازه از یک افزایش ظرفیت صرفاً عددی عبور کرده و به سمت ظرفیت‌سازی هدفمند برای نیازهای واقعی آینده نظام سلامت حرکت کرده است.

این گزارش از باشگاه خبرنگاران جوان — علم و دانشگاه بازنشر شده است؛ متن کامل را در منبع بخوانید.