روزنامهٔ دانش و سلامت — بازنشر از منابع رسمیدوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیلی‌پیج / دانشگاه و پژوهش
دانشگاه و پژوهش

لزوم ایجاد «دیپلماسی علمی» میان ایران و روسیه / «گفت‌وگوی آینه‌ای»، مسیر آینده ایران‌شناسی و روسیه‌شناسی

دکتر خضری در کتابخانه لنین مسکو تأکید کرد: لزوم ایجاد «دیپلماسی علمی» میان ایران و روسیه / «گفت‌وگوی آینه‌ای»، مسیر آینده ایران‌شناسی و روسیه‌شناسی

منبع: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری۱۳ مهر ۱۴۰۵
لزوم ایجاد «دیپلماسی علمی» میان ایران و روسیه / «گفت‌وگوی آینه‌ای»، مسیر آینده ایران‌شناسی و روسیه‌شناسی
تصویر: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

دکتر خضری در کتابخانه لنین مسکو تأکید کرد:

به گزارش روابط عمومی وزارت علوم، هفتهٔ فرهنگی ایران در روسیه با حضور دکتر سید احمدرضا خضری، مشاور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و مدیرکل حوزهٔ وزارتی و روابط عمومی، دکتر احسان قبول، رئیس مرکز همکاری‌های علمی و بین‌المللی، و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در محل کتابخانهٔ لنین مسکو برگزار شد. در این نشست، دکتر خضری دربارهٔ «بازخوانی پیوندهای علمی ایران و روسیه در پرتو میراث مکتوب» سخنرانی کرد.

مشاور وزیر علوم تصریح کرد: بنا دارم دربارهٔ واکاوی تطبیقی گفتمان‌های علمی میان ایران و روسیه سخن بگویم؛ موضوعی که در واقع گشودن راهی به‌سوی آینده مطالعات ایران‌شناسی در روسیه است.

دکتر خضری گفت: همه می‌دانیم که روابط ایران و روسیه به‌درازای تاریخ است. به‌دلیل ارتباطات جغرافیایی، ژئوپلیتیکی و سیاسی، این روابط پیشینه‌ای هزاران ساله دارد؛ اما در فراز و فرود تاریخ، بیشتر با رویکردهای توسعه‌طلبانه، جنگ‌آورانه و سیاسی همراه بوده است. از حدود سه سده پیش تا امروز، این روابط وارد عرصه‌های فرهنگی، دینی، اجتماعی، علمی و معنوی نیز شده است؛ هرچند متأسفانه این بخش از روابط عمر چندانی ندارد و شاید بتوان گفت پیشینه‌اش به حدود سه سده پیش برمی‌گردد. پیش از آن، روابط دو کشور بیشتر جنبهٔ سیاسی، جنگ‌آورانه و توسعه‌طلبانه داشته است.

وی افزود: بنابراین می‌توانم بگویم ایران‌شناسی در روسیه و روسیه‌شناسی در ایران با این رویکرد جدید، دانشی جوان است و برای رسیدن به اوج خود، راهی دراز در پیش دارد.

روابطی که با توجه به شرایط سیاسی و ژئوپلیتیکی کنونی، برای ایرانیان و روس‌ها ضرورتی انکارناپذیر است و لازم است تداوم آن در ابعاد مختلف، به‌ویژه در حوزه‌های علمی، فرهنگی، ادبی، عرفانی و مانند آن مورد توجه قرار گیرد . ما چاره‌ای جز حرکت به‌سوی گسترش روابط در این جهات نداریم و گسترش این روابط به یک نیاز انکار ناپذیر تبدیل شده است.

دکتر خضری ادامه داد: برای آنکه بتوانم این موضوع را اندکی بازتر توضیح دهم، ناچارم به‌طور گذرا به سه دورهٔ ایران‌شناسی در قلمرو روسیه بپردازم. به نظر همهٔ کسانی که ایران‌شناسی روس را مطالعه کرده‌اند، این دانش در همین سه سدهٔ اخیر، سه دورهٔ مشخص را پشت سر گذاشته است.

وی اظهار کرد: دورهٔ نخست، از زمان پتر کبیر آغاز شده، که در این دوره، ایران‌شناسی به‌طور مشخص با موضوعات زبان شناسنامه و مطالعهٔ زبان و ادبیات ایرانی شروع شد و هدف آن بیشتر بر جنبه‌های توسعه‌طلبانه متمرکز بود. این یک امر تاریخی است و انکار یا پوشاندن آن، پوشاندن واقعیت است. آنچه از ذهن پتر کبیر و روسیهٔ در دوره او می‌گذشت، تلاش برای یافتن چگونگی سلطه بر بخش عظیم‌تری از جهان بود و ایران، به‌دلیل قرار گرفتن در منطقه‌ای بسیار مهم و ژئواستراتژیک، جزو اهداف این توسعه‌طلبی قرار داشت.

نمایندهٔ تام‌الاختیار این دورهٔ از ایران‌شناسی ایران‌شناسی، مینورسکی است که آثار فراوانی به زبان گوناگون پدید آورد و سلسله جنبان ایران شناسان برجسته دیگری چون برتلس، بارتولد، ایوانوف، ایلیاپالولویچ پتروشفسکی، ژوکوفسکی و کراچکوفسکی شد تا آنان نیز در همین راستا و با همان روش گام بر دارند.

دکتر خضری گفت: دورهٔ دوم، دورهٔ اتحاد جماهیر شوروی است. در این دورهٔ ایدئولوژی مارکسیسم بر هر چیزی غلبه داشت و برای این امپراتوری یک اولویت و ضرورت انکارناپذیر بود. بنابراین ایران‌شناسی در این دوره، ماهیت و ساختاری ایدئولوژیک داشت؛ برای شوروی مهم بود که چگونه می‌توان اندیشه‌های مارکسیسم را در ایران گسترش داد و طرفدارانی برای این اندیشه یافت. زبان‌شناسی، تاریخ‌شناسی، نسخه‌شناسی و هر بخش دیگری از ایران‌شناسی در پرتو این واقعیت قرار می‌گرفت. حمایت‌های اتحاد جماهیر شوروی از گروه‌های چپ در ایران و تجهیز آن‌ها به انواع ابزارهای فکری و اندیشه‌ای نیز در همین جهت قابل تفسیر است.

مشاور وزیر علوم خاطرنشان کرد: بلافاصله پس از اتحاد جماهیر شوروی، وارد دورهٔ جدیدی از ایران‌شناسی توسط روس‌ها شدیم.

دکتر خضری در ادامه سخنان خود بیان کرد: دورهٔ معاصر، که از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شده و تاکنون ادامه دارد، یکی از دوره‌های مهم ایران‌شناسی روس‌ها به شمار آورد؛ دوره‌ای واقع‌بینانه همراه با درک دوجانبه و هم‌گرایانه. البته برای درک ایران‌شناسی در این دوره، ناگزیریم دوره‌های پیشین را مبنا قرار دهیم، آن‌ها را درک کنیم و انکار نکنیم.

خدمات ایران‌شناسان برجسته در آن دوره‌ها را نیز هرگز نمی‌توان فراموش کرد؛ کارهای عظیم کسانی چون بارتولد، مینورسکی، برتلس و پطروشفسکی در جهت احیای نسخ خطی، چاپ کتاب‌های ایرانی و گسترش ادبیات فارسی، بی‌تردید قابل ستایش است.

وی ادامه داد: اما امروزه ایران‌شناسی روسیه، ایران‌شناسی‌ای همراه با واقع‌بینی، هم‌گرایی و درک دوجانبه است. از همین‌جا می‌خواهم به این سمت عزیمت کنم که ما برای آینده به یک ایران‌شناسی جدید مبتنی بر «گفت‌وگوی آینه‌ای» نیازمندیم. گفت‌وگوی آینه‌ای سبکی جدید است که در آن فرد نه‌تنها طرف مقابل، بلکه خودش را نیز می‌بیند؛ هم خودش را درک می‌کند و هم طرف مقابل را. در این‌جاست که اگر یک محقق روس، شاهنامه را تفسیر می‌کند، در واقع حماسه و هویت ملی خودش را در شاهنامه می‌بیند؛ یا اگر یک پژوهشگر ایرانی، داستان‌ها، نمایشنامه‌ها و آثار ادبی مهم روس را مطالعه می‌کند ــ مانند جنگ و صلح تولستوی ــ انگار حماسه‌های ایرانی خودش را در آن می‌بیند.

دکتر خضری تأکید کرد: با توجه به این نکات، ما اکنون نیازمند حرکت به‌سوی یک ایران‌شناسی مبتنی بر نقد تطبیقی هستیم. باید از دورهٔ معرفی صرف بگذریم؛ معرفی‌ها کافی است و به اندازهٔ کافی همدیگر را شناخته‌ایم. اکنون باید به‌سوی رویکردهای نوین دوجانبه‌شناسی و همدیگرشناسی حرکت کنیم؛ همان روش آینه‌ای که یک روش مطالعاتی جدید است. این روش در واقع یک «فرامطالعه» است و از خواندن صرف آثار ادبی فراتر می‌رود. ما به زمان فرامطالعه رسیده‌ایم. جایی که خواندن بینامتن و درک آنچه در ظاهر موضوع پنهان است، از اهمیت برخوردار است.

وی افزود: این درک می‌تواند به‌سوی مطالعات جامعه‌شناسانه، سیاست‌گذاری عمومی، محیط‌زیست و چالش‌های دوجانبه حرکت کند. برای نمونه، دریای مازندران (کاسپین یا خزر) امروز محیط‌زیست دوجانبهٔ ماست و ناچاریم دربارهٔ آن مطالعات عمیق انجام دهیم؛ این بخشی از روسیه‌شناسی و بخشی از ایران‌شناسی است. یا در حوزهٔ اقتصاد امروز، چاره‌ای نداریم جز اینکه روسیه و ایران مطالعات اقتصادی مشترک داشته باشند، چراکه از این پس اقتصاد مشترکی خواهیم داشت؛ چیزی که تاکنون بسیار محدود، یک‌سویه یا کم رقم بوده است. همچنین ناچاریم به‌سوی مطالعات مرتبط با تحولات سیاسی و موضوعات آموزش عالی و دانشگاهی حرکت کنیم؛ دانشگاه‌های یکدیگر را درست بشناسیم و بدانیم مثلا دانشگاه تهران یا دانشگاه شریف و اصفهان و دانشگاه‌های روسیه چه ظرفیت‌هایی برای انجام همکاری‌های مشترک دارند تا بتوانیم تبادل‌های علمی و فناورانهٔ درستی انجام دهیم.

مشاور وزیر علوم خاطرنشان کرد: اکنون بیش از هر زمان دیگری به مطالعات قوم‌شناسانه، زبان‌شناسانه، دین‌شناسانه و مذهب‌شناسانه نیازمندیم تا بهتر بتوانیم برای یکدیگر شناخته‌شده باشیم و از ظرفیت‌های هم استفاده کنیم.

دکتر خضری در پایان سخنان خود گفت: به نظر می‌رسد، امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند برقراری «دیپلماسی علمی» میان دو کشور هستیم. دیپلماسی علمی راهی برای برون‌رفت از آن دسته از بن‌بست‌های سیاسی و نظامی است که در جهان پیش می‌آید. باید دیپلماسی علمی را گسترش دهیم و آن را ابزاری درست برای ادامهٔ راه قرار دهیم تا از آن طریق، ایران‌شناسی را در روسیه و روسیه‌شناسی را در ایران به‌طور درست و دقیق دنبال کنیم.

این گزارش از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بازنشر شده است؛ متن کامل را در منبع بخوانید.