روزنامهٔ دانش و سلامت — بازنشر از منابع رسمیدانش، سلامت، محیط زیست
دیلی‌پیج / دانشگاه و پژوهش
دانشگاه و پژوهش

ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی و ادبی کشور برای تقویت همبستگی ملی

منبع: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری۴ آبان ۱۴۰۵
ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی و ادبی کشور برای تقویت همبستگی ملی
تصویر: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

رئیس دانشگاه ایلام تاکید کرد:

رئیس دانشگاه ایلام در مراسم بزرگداشت مفاخر شعر و ادب فارسی در این دانشگاه، بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی و ادبی کشور برای تقویت همبستگی ملی تاکید کرد.

به گزارش روابط عمومی وزارت علوم به نقل از دانشگاه ایلام، در این مراسم دکتر همایون مرادنژادی، رئیس دانشگاه با تأکید بر نقش فرهنگ و ادب فارسی در تقویت همبستگی ملی، گفت: برنامه‌های فرهنگی و ادبی فرصتی برای نزدیک‌تر شدن نسل‌ها و تقویت ارزش‌های انسانی و اخلاقی در جامعه است.

رئیس دانشگاه ایلام افزود:  ما در فرهنگ ایرانی و اسلامی تنها با مجموعه‌ای از کتاب‌ها و شعرها روبه‌رو نیستیم، بلکه با سنتی زنده مواجهیم که می‌کوشد انسان را به مرتبه‌ای بالاتر از بودن برساند.

وی با اشاره به جایگاه اخلاقی و انسانی حضرت فاطمه زهرا(س) افزود: یاد ایشان تنها یادآور اندوه و سوگواری نیست، بلکه فرصتی برای اندیشیدن به کرامت، پاکی، امانت‌داری، مسئولیت‌پذیری و عدالت‌خواهی است.

رئیس دانشگاه ایلام ادامه داد: اگر شعر حافظ، ما را به صداقت و پرهیز از ریا فرا می‌خواند و مولانا به گذر از خویشتن دعوت می‌کند، سیره حضرت فاطمه زهرا(س) نیز یادآور این حقیقت است که فضیلت زمانی معنا پیدا می‌کند، که از مرحله سخن فراتر برود و با زندگی انسان عجین شود.

دکتر مرادنژادی با تأکید بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی و ادبی کشور برای تقویت همبستگی ملی گفت: در شرایط کنونی نیاز داریم از فرهنگ ایرانی و اسلامی خود برای نزدیک‌تر شدن به یکدیگر استفاده کنیم و چنین برنامه‌هایی می‌تواند گامی در این مسیر باشد.

وی ضمن قدردانی از معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ایلام و عوامل برگزاری این مراسم، از استقبال حاضران ابراز خرسندی کرد و ابراز امیدواری کرد که زمینه برگزاری برنامه‌های فرهنگی و ادبی فاخر دیگری در دانشگاه فراهم شود.

در ادامه استاد عبدالجبار کاکایی شامگاه با اشاره به مفهوم اراده آگاه در جهان‌بینی انسان، اظهار کرد: در ذهن عمومی جامعه، جهان دارای نظمی است، که گویی پشت آن اراده‌ای آگاه قرار دارد؛ برداشتی، که در سنت‌های دینی با مفهوم خداوند پیوند می‌خورد. این نگاه در طول تاریخ در ادبیات نیز بازتاب یافته و رابطه انسان با خداوند به‌تدریج در قالب عشق متقابل تصویر شده است.

وی خاطرنشان کرد: در ابتدا، برخی از فق‌ها و پیروان علوم مدرسه‌ای با مفهوم عشق‌ورزی انسان به خدا مخالفت داشتند و بر این باور بودند که انسان باید بنده خداوند باشد. با این حال، مسئله محبت متقابل انسان و خدا در اندیشه دینی و آیات قرآن نیز مطرح شده و همین موضوع زمینه شکل‌گیری بخش مهمی از ادبیات عرفانی را فراهم کرده است.

این شاعر با بیان اینکه عشق از ظرفیت و توان انسان برای در اختیار گرفتن فراتر می‌رود، ادامه داد: انسان ممکن است در بسیاری از عرصه‌های زندگی به موفقیت برسد، اما عشق چیزی نیست که بتوان آن را در دام خود گرفتار کرد. به همین دلیل، در سیر اندیشه عرفانی، انسان از جایگاه صیاد به جایگاه صید تغییر موقعیت می‌دهد و در برابر عظمت عشق، از خودخواهی فاصله می‌گیرد.

استاد کاکایی با اشاره به تأثیر عشق بر دگرگونی شخصیت انسان خاطرنشان کرد: وقتی انسان عاشق می‌شود، خستگی را کمتر احساس می‌کند، شجاع‌تر می‌شود و بخشی از صفات و رفتارهای او تغییر می‌کند. عشق نیرویی درونی است که می‌تواند قلعه منیت و خودخواهی را از درون ویران کند؛ کاری که گاهی از عوامل بیرونی ساخته نیست.

وی با اشاره به نگاه مولانا به عشق بیان کرد: در جهان فکری مولانا، عشق تجربه‌ای است که انسان را از خودمحوری عبور می‌دهد و نگاه او را به جهان تغییر می‌دهد. انسان در چنین تجربه‌ای، اراده شخصی خود را در برابر اراده‌ای برتر بازتعریف می‌کند و در مواجهه با دشواری‌های زندگی، به درک دیگری از رنج و شکست می‌رسد.

استاد کاکایی در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا حافظ و مولانا بیشتر به‌عنوان شاعران بزرگ شناخته می‌شوند تا اندیشمندانی صاحب‌نظر، گفت: اگر چنین برداشتی در میان عموم جامعه وجود داشته باشد، می‌توان آن را ناشی از محدود بودن شناخت عمومی از پشتوانه‌های فکری آثار آنان دانست. کسانی که در ادبیات و عرفان پژوهش می‌کنند، از عمق اندیشه‌های این شاعران آگاه‌اند.

وی با اشاره به تفاوت بنیادین حافظ و مولانا یادآوری کرد: حافظ به بیان هنرمندانه اندیشه‌ها متعهد است. او می‌کوشد مفاهیم و اندیشه‌های متعارف روزگار خود را به زیباترین شکل ممکن بیان کند و قدرت او در چیدمان واژه‌ها و آفرینش هنری شعر آشکار می‌شود.

وی با اشاره به غزل مولانا با مطلع «عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من» اظهار کرد: مولانا در این غزل از تجربه‌ای سخن می‌گوید که با رنج و دگرگونی همراه است و معرفت حاصل از آن، صرفاً دانشی نظری نیست. در این نگاه، عشق انسان را دگرگون می‌کند و او را به شناختی متفاوت از خود و جهان می‌رساند.

استاد کاکایی با تأکید بر اینکه تجربه عرفانی را نمی‌توان صرفاً با آموزش نظری منتقل کرد، گفت: ادبیات مولانا بارها به محدودیت زبان و عقل در بیان تجربه عشق اشاره می‌کند و مخاطب را به تجربه و دریافت شخصی فرامی‌خواند. در این مسیر، رنج، صبر، امید و عبور از خودخواهی از مؤلفه‌های مهم تحول انسان هستند.

وی با اشاره به نقش عشق در ایجاد شهامت و دگرگونی درونی انسان، ابراز امیدواری کرد که مخاطبان با بهره‌گیری از آموزه‌های ادبیات عرفانی، زمینه شناخت عمیق‌تر خود و زندگی را فراهم کنند.

این پژوهشگر ادبی با اشاره به تنوع دیدگاه‌ها در غزل‌های حافظ ادامه داد: در شعر حافظ، گاه با دیدگاه‌هایی درباره جبر و اختیار و گاه با اندیشه‌هایی متفاوت یا حتی متعارض روبه‌رو می‌شویم. همین تنوع سبب شده است مخاطبان با گرایش‌های فکری گوناگون بتوانند بخشی از ذهنیت خود را در شعر او پیدا کنند.

این گزارش از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بازنشر شده است؛ متن کامل را در منبع بخوانید.